كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
44
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
حق دارند . در عين حال معتقدم ، اگر يك اروپايى بازرگان نباشد ، با راحتى بيشترى با ايرانيها سفر مىكند تا با عربها و تركها . ناراحتكننده اين است ، كه ايرانيها با هيچ كافر هندى ، با هيچ آتشپرست « 1 » ، با هيچ مسيحى يا يهودى و يا حتى يك مسلمان از فرقهء ديگر ، نه چيزى مىآشامند و نه چيزى مىخورند . ايرانيها همهء اينها را نجس مىدانند . در عوض سنىها ، اگر نخواهيم ، كه در خوردن چيزى حرام با ما شريك بشوند ، ناراحت نمىشوند . تمام روز بعد را ناگزير بوديم ، كه در تنگسير بمانيم ، چون مردى كه بيشتر چارپايان باربر كاروان ما به او تعلق داشت و به اين ترتيب كاروانباشى ما بود ، تازه امروز از بوشهر حركت مىكرد . من از اين فرصت براى اندازهگيرى عرض جغرافيايى محل استفاده كردم . اصولا چون در خلال روز مسافت كمى را پشت سر مىگذاشتيم ، در اين سفر توانستم ، بيشتر از هر جاى ديگر ، تحقيقات نجومى داشته باشم . در اينجا همچنين فاصلهء ميان روستاها را با دقت بيشترى به دست آوردم ، تا در عربستان . نقل اين فاصلهها را در اينجا زائد مىدانم . در شكل دو ، نقشهاى رسم كردهام ، كه در آن تمام راه بوشهر تا تختجمشيد منعكس است . صبح روز هفدهم فوريه 1765 به سفرمان ادامه داديم . امروز هم هرازگاهى نخلستانى در كنار كلبههاى بدى مىديديم . رديف تپههايى كه در سمت غربى راه قرار دارند درازى ؛ و كوههاى بلند شرقى ، اهرام ناميده مىشوند . معروف است ، كه تركمنها و كردهاى زيادى با گلههايشان ، در مقابل پرداخت مبلغ ناچيزى ، در ايران مىگردند . امروز به يك چوپان تركمن « 2 » برخورد كرديم ، كه فلوت مىنواخت ( شكل 3 ) . اين فلوت از نى بود و پنج سوراخ
--> ( 1 ) . منظور زردشتىها است . ( 2 ) . گمان مىرود اين چوپان از ايل قشقايى بوده باشد .